تبليغاتX
دُخے ☆آلـ اسـتار☆ پوشـ

دُخے ☆آلـ اسـتار☆ پوشـ

فرشته ها با بال هاشون پرواز میکنن...ما با کفش هامون!

کفش های کهنه را دور نیندازیم،

شاید به کوچه های قدیمی برگشتیم.

شاید سنگِ فرش ها بخواهند

بار دگر،

یار های قدیمیشان؛ آن ها را بوســــــــــــــــــــــــــه بـــــــــــــاران کنند...!




کشفیات میسی N : آدم به خیلی چیزا و آدما همین طوری الکی وابسته میشه...!
ولی سخت تر از دل کندن،
فراموش کردن خاطرات خوبیه که باش داشتی...
(تجربه شخصی)

all star, legs, pink



|چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391| 21:41|Missy N|





طبق قانون پایستگی انرژی

دلگیری عصر جمعه نه از بین می رود

نه عادی می شود

بلکه از هفته ای به هفته دیگر منتقل می شود





میسی N نوشت: من به قالبم معتادم...به خدا نمیتونم عوضش کنم...!

|جمعه هشتم اردیبهشت 1391| 19:11|Missy N|

قلبم گرچه دیگر

نمی تپد...

اما کفش هایم با دیدنت

هماهنگ با مترونوم

به تپش در می آیند!...



میسی N نوشت: برای مستر ساعت خریدم! با معذرت! >< اخه گردنبندهاش اصلا قشنگ نبودن، خوشم نیومد -.-
یه ساعت سفید اسپرت بسیال نایس :x
خیلی خوشحال شد... چقدرم بهش میومد :)
کشفیات میسی N!: واقعا چقدر حس خوبیه که ادم وقتی خودش خسته و ناراحته شادی یکی که دوسش داره رو ببینه ^_^...!

میسی N... چی بگه وقتی...؟!: ....
|دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391| 19:21|Missy N|

بــــــــــاران می بارد...

با بی رحمی تمام

و به فکر کفش های پارچه ای بیچاره من نیست...

چیزی جز این انتظار ندارم...

وقتی روی زمین کفش هایم زیر پای دیگران لِه می شوند

بگذار آسمان هم خیسشان کند...

چه عیبی دارد؟!

*

×

0

+

-

میسی N به زور نوشت: عید خوبی بود. واقعا تموم شد؟! اصلا حوصله مدرسه رو ندارم! خدایا لطفا یه خورده به من حوصله بده تا این درسای لعنتی رو بخونم! و دقت و امید.

...مدرسه عزیزم...نمیشه یه کاری کنی که من یه خورده نفرتم ازت کمتر شه؟!

=

میسی N امیدوار نوشت: خبر خووووووف! 25 فروردین تفلدِ عیدِ مستر گلمههه!

لطفا اگه میشه نظرهای زیباتون رو بدین و بگین که برای مستری چی بخرم؟!

مرسییییییی! ^^

نظر خودم: میخواستم براش عطر بخرم. ولی یه جا خوندم که عطر سردی میاره بین دو طرف :(

گردنبند چطوره؟ :) یا ساعت؟ :) یا یه عروسک خوشمل که شبا باهاش بخوافه؟ :)))



|جمعه یازدهم فروردین 1391| 22:11|Missy N|

امشب میخوام کفشات رو

پر از ترقه بکنم!

تا بری به آسمون...

آخه جای فرشته ها روی زمین نیست!

***

میسی N نوشت: رفته بودم مغازه ترقه بخرم، به آقاهه میگم:آقا ترقه دارین؟

آقاهه کمی با مکث و چشم های گرد: مراجع تقلید گفتن ترقه حرومه.

من: :-"

فقط از مغازه اومدم بیرون که تو صورتش تُـــــــــــــف نکنم!!!

 خدایاااااا امشب اگه مستر هم باشه همه چے تکمیله! مستر جونم مواظب خودت باش چیزیت نشه >< خودمم هم چیزیم نشه! کلا کسی چیزیش نشه...

 چقد امشب خوش بگذره! از این بالون ها هم خریدم تا بفرستمش پیش خدا! ^_^  به شرطی که تو هم ارزوم رو براورده کنی! دوکست دارم خدا ژونی :-*

*

میسی N میحرفه: این آخرین آپمه تا بعد از عید! پس عید همگی مبارک! ۹۰ خیلی سال چرتی بود... نمی خوام از این حرفای کلیشه ای بزنم:۹۰ سال خوبی بود...و از این حرفا. دارم واقعیت رو میگم! واقعا بدترین سالم بود. برای همین چیزی برا گفتن ندارم! خدایا خواهش می کنم ۹۱ سال بهتری باشه. البته حس ششم میگه که هست.

مسافرت به همه خوش بگذره! آخ جون! دبی!!! من دارم میام!!! ^ـــــــــــــ^

 

|سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390| 17:12|Missy N|

شاید یه روزی

یه شبی

یه صبحی

یه ظهری

یه جایی

یه پارکی

یه کافی شاپی

یه سینمایی

یه وقتی

یه ساعتی

یه دقیقه ای

یهویی...

کفش هایم پاره شدند...

آنجآ هستی که کفش هایت رآ به من بدهی؟
یا توام مثل من بدشانسی... تا پا برهنه باهم برویم؟ :)


|پنجشنبه هجدهم اسفند 1390| 15:15|Missy N|

دیگه کفش های کتونی ممنوع!

میخواهم کفش های پاشنه بــــــــــــلـــــــــنــــــــــــد پایم بکنم.

این گونه، دفعه بعد راحت تر بهتــــــــــــ خواهم رسید... :)





***

میسی N نوشت: سرخوشی=مستر نایس داشتن هم عالمی داره ها! :)))

میسی N خبیث می شود!: امروز صبح ساعت 7:30 مستر بهم زنگید!!! بعد بگید خل نیست! بعد بگین خبیث نیست! اخه پسر بی فرهنگ تو یه روز نمیزاری من بخوافم؟! >:( بعدشم که بهش زنگیدم مثه خر عر عر میکنه و میخنده... :-|
من یه حالی از تو بگیرم! جرئت داری شنبه بیا کلاس....!! >:)

میسی N خجالت زده نوشت...: الان منو می زنید؟! ببخشید ولی بازم قالب جدید داریم!!!!!!! الان میگید این دختره دیوانه با هر آپش یه قالب جدید میزاره...ولی قالب قبلی خیلی بچه گونه بود! اصلا نودونم برا چی گذاشتمش...سرخوشی بیش از حد هم ضرر داره ها! :-|



|جمعه دوازدهم اسفند 1390| 15:12|Missy N|

شِلِپ شِلِپ...

خِرِچ خِرچ...

تَق تَق...

.

.

.

شِـــــــــــــــــلِـــــــــــــــــپ شِـــــــــــــــــلِـــــــــــــــــپ...

خِـــــــــــــــــرِچ خِـــــــــــــــــرچ...

تَـــــــــــــــــق تَـــــــــــــــــق...

.

.

.

همیشه هنگام دیدنت صدای کفش هایم دو برابر مــــــے شود...

دست خودم نیست!...

قلبم ته پایم میرود و صدای ضربان قلبم روی سنگفرش کوچه می پیچد...

دنیا با تو رنگ دیگریست...


|جمعه پنجم اسفند 1390| 11:57|Missy N|

کوچه باشد

من باشمـ

تو باشے

باران باشد

آل استار باشد

...

زندگی یعنی همین!!! :)


میسی N نوشت: پسره خبیث!!! امروز دیدمت! سوار ماشین بودم و داشتی تو پیاده رو میرفتی و با موبایلت ور میرفتی...اخه تو چرا انقدر خوشتیپی؟؟؟ ای خدااااا! هرجا میبینمش میشناسمش! از فاصله 10 کیلومتری حتی! از این به بعد میخوام همیشه عینک دودی بزنم... :(((

*

میسی N نوشت:مثل همیشه تیپت عالی بود مستر جونی! ^^

سویشرت: سفید روش خط خطی های مشکی + کلاه بافتنی:سفید + شلوار:سیاه + کوله پشتی:طوسی = خوشتیپ ژون ممممممممن!!!!!!!!!!! ^_^

*

میسی N نوشت: یه سوال! برا چی من دارم یه جوری مینویسم که انگار اینا رو میخونی؟؟؟ هی...کاشکی میخوندی... رسما زده به سرم!!!

*

میسی N نوشت: ازت شکایت میکنم اصلا! به جرم:

1_خوشتیپی بیش از حد

2_دزدیدن دل دخی مردم

حالا بخند ببین کی گفتما!!!!!!!!


راستی برد استقلال عزیزم رو تبریک میگم! ^_____^


ببخشید خیلی دری وری گفتم!!! بزارید به حساب جفنگی! ><


|شنبه بیست و نهم بهمن 1390| 22:39|Missy N|

مهم نیست که کنارم نباشی...
جای خالی ات...
همیشه در قلب
م هست.
ولنتاین مبارک!

دوست دارم تک ترینم! ^_^


میسی نوشت: تا الان از خیلیا کادو گرفتم! ^^
|سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390| 18:0|Missy N|

وقتی صدای خرد شدنم زیر پای کفش عــــابـران؛

صدای دلنشینی شد،

چه فرقی می کند که روزگاری برگ سبز کدامین درخت بودم


|پنجشنبه بیستم بهمن 1390| 15:13|Missy N|

.

پاهایمـ با اینکه کوچک تر از پاهایتـ بود...

اما همیشهـ کفش هایمـ اندازه پاهایتـ میشد!

اما کفش هاے تو برای من مثل دریا بود...

و تو احمقانه میخندیدے...

...نمی فهمیدی که کفش هایمـ از خجالتـ و خوش حالے آب می رفتند!!!...

.


میسی نوشت: چیز چندان عجیبی نیس! من زیاد خوش شانس نیستم...

میسی نوشت: خود درگیری از نوع حادش! نمیدونم چرا بیماری های من دوره نقاهت نداره؟!

میسی نوشت: فردا شنبس...متنفرم از شنبه! عاشقشم!...(انرژی مثبت و از این مزخرفات...اثراتش منو کشته!!!)

میسیِِ امیدوار نوشت (!): قالب جدیدمو خیلی دوکس دارم ^^



|جمعه چهاردهم بهمن 1390| 19:33|Missy N|


کفش هایت

همیشه پاره بودند

لب هایت

همیشه به سمت بالا بودند

اما

چشم هایت

همیشه خمار بودند

با اینکه پاهایت

در کفش هایت می لرزیدند

اما دست هایت

همیشه مشت بودند!


*

*

*


پ.ن: دوستان تو وبلاگ بعضیا که میام error میده، برا همین نمی تونم جوابتون رو  بدم!

گفتم که فکر نکنید نخواستم جوابتون رو بدم. sorry! -_-

پ.ن: سمپادی شدم! ^_^

پ.ن: راستی قالبم هی میخوام عوض کنم دلم نمیاد...عوضش کنم؟!





|دوشنبه دهم بهمن 1390| 17:44|Missy N|

کفـشـ هایمـ از استرسـِ دیدنـِ تو،

همدیگر را لِـهـ مے کُننَـد،

چـهـ خـونـِ قرمزے دارنَـد..........!





|سه شنبه چهارم بهمن 1390| 18:21|Missy N|

کفش هایم از من به زمین نزدیک ترند...
همیشه خاکی اند...
...
پس اگر روزی بی معرفت شدم،
بدان کفش هایم چند روز است که
در خانه اند!!!



__________________________________________________________
                    
                میسی N نوشت: یه جفت کفش آل استار جدید خریدم، سفیدن، عقبشون خال خال های
                  زرد و سبز دارن!!!  ;)
...
                میسی N نوشت: امروز برف اومد...! ^^
...
                میسی N نوشت: تعطیلییییییم! :)

|شنبه یکم بهمن 1390| 18:31|Missy N|

کفش هایم گاهی
دهان باز می کنند
و به آرزو هایم میخندند...
...
مگر تو چقدر دست نیافتنی بودی؟!




I Miss you scraps, Graphics and Comments

|پنجشنبه بیست و نهم دی 1390| 22:18|Missy N|

کفــــــــــــــــــــش ، کفــــــــــــش

2 تا بنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــد!

دلم به دلت شد وصـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــل...!


.


|دوشنبه بیست و ششم دی 1390| 10:3|Missy N|

گاهی اوقات دلم میخواهد کفش هایم را در بیاورم

روی شن های ساحل راه بروم

لبخندی احمقانه و تلخ مثل همیشه بزنم

آب دریا پاهایم را خیس کند

و یهو فریاد بزنم:

بسه دیگه...

و آب کفش هایم را با خودش ببرد....


میسی N نوشت: خودمم نفهمیدم چی نوشتم...اگه کسی فهمید بهم بگه!

میسی N نوشت: دچار خود درگیری شدید شدم...

میسی N نوشت: خدا جون! خودت میدونی که...ببخشید! بهم کمک کن. نمیدونم چرا همیشه باید یه کارایی بکنم که بهت بگم ببخشید! عجب دختر بدی ام من!!!... :-/


|پنجشنبه بیست و دوم دی 1390| 19:37|Missy N|

سلام سلام به همگی!

امروز یه سوال داشته بیدم ازتون!

جواب یادتون نره ها!

    به نظرتون دخترا بیشتر آل استار میپوشن یا پسرا؟! :-))) 


قالب جدید هم مبارکم باشه!!!!!!!!!!!!!! 


|دوشنبه نوزدهم دی 1390| 10:32|Missy N|

واااای خدا چرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟! ><"""

چرا انقد آدم عوضی زیاده؟؟؟ چرا انقد این دنیا کثیفه؟؟؟

همین امروز به این نتیجه رسیدم! نمیدونم شما هم این طوری هستین یا نه...

ولی من هروقت با یکی دعوا میکنم تا چند وقت احساس بدی به همه دارم و شک دارم!

خودم میدونم که همه آدما مثل هم نیستن...ولی بازم قبولش سختههه...فعلا که انگار همه بدن...!

یعنی حالم داره به هم میخوره!!!!! چقدر یه آدم میتونه عوضی باشه؟؟؟

امروز خیلی ترسیدم! با خودم فکر کردم یعنی اگه ***** هم این شکلی باشه من چیکار کنم؟؟؟؟؟؟ 

اگه خودمم یه روز این شکلی بشم چی؟؟؟؟؟؟....

خدایا اون آرزوم رو پس میگیرم...با تمام وجودم...واقعا نا امیدم کردی...خیالت راحت شد؟! کاشکی یه دفعه تو

اشتباه میگفتی!



پ.ن: امروز بند یکی از کفشام پاره شد...انگار اونا هم مثه من اعصابشون خورد شده بود!!!

|سه شنبه سیزدهم دی 1390| 22:8|Missy N|

خب من مهربون ترین مامی دنیا رو دارم! :-)))

امتحان های میان ترمم رو خوب نشدم...چون اصلا درس نخوندم! ولی به مامی محترم قول دادم که امتحان های ترمم رو خوفِ خوفِ خوف (عالی دیگه!)بدم! یعنی 20ِ 20ِ 20!!!!

مامی ژونی هم زودی قبول کرد! ^^ بوش بوش! ***

پس برام دعا کنیدا! منم برا شما دعا میکنم که امتحان هاتون رو خوف بدین! قبول؟!

راستیییی تروخدا برام یه دعای دیگه هم کنید! ببخشید ولی این یکی بسی سکرت میباشد! راستش زیاد مهم نیستا...ولی برا من خیلی مهمهههه! >< مسئله مرگ و زندگیه! اگه بشه من بال در میارم! ^__^*___*

پس یادتون نره ها! 2 تا دعا کوشولو! همین! ^^ دیگه هیچی نمیخوام.

میسی N نوشت: کفشام هم خوبن! کفشای شما چی؟؟؟

میسی N نوشت: دعا یادتون نره ترو خدا!

میسی N نوشت: چند وقتی نیستم به علت امتحان ها...@_@ موفق باشین! ^^ دی:


|یکشنبه چهارم دی 1390| 22:13|Missy N|

بلندترین شب سال هم خورشید را ملاقات خواهد کرد و این یعنی
بوسه گرم خداوند بر صورت زندگی وقتی همه چیز یخ می زند.
یلدا مبارک!


پ.ن : آخ جووون! امشب چقد خوش بگذره!!!

|چهارشنبه سی ام آذر 1390| 15:47|Missy N|

گـآهـے وقتْ هــا آدمـ دلـش میخواهـد ..

کــــــــَفش ْ هـــــــــــــــــــــآیشْ رآ در بیـــــــآورد ..

یواشکـے نوک پـا ، نـوک  ِ پــآ از خـودش دور شَود..

بــعــد بـــزنــد بــــه چــــــآک فــــرار از خـــــــــــــــــــودش ْ..

+اصلا از این حس ِ مزخرف ِخود درگیری خوشمـ نمیاد..:-(

+امروز باهات یه دعوای حسابی کردم!!! تقصیر خودت بود..پسل بددددد!!!....


|یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390| 17:36|Missy N|

چيکــ ...

چيکـــ چيکـــ...

چيکـــ چيکــ چيکـــ چيکــ...

چيکـ چيکـ چيکـ چيکـ چيکــ چيکــ...

چيک چيکــ چيکـ چيکــ چيکــ چيکـ چيکـ چيکــ...

اينجوريــه که بارونــــ شروعــ ميشه

مثلـــ زندگيـــ ...

مثلـــ آدما ...

مثـلــ دوستـــ داشتنـــ ...

مثلـــ عشقـــــ ...

مثلـــ شالاپ شولوپ کفشامــــــ ...



چيکـــ چيکـ چيکـــ چيکـ چيکـــ چيکـ چيکــ چيکـ...

چيکــ چيکـ چيکــ چيکـ چيکــ چيکـ...

چيکــ چيکـ چيکـــ چيکـ ...

چيکــــ چيکـــ...

چيکــــ...

اينجوريه که بارونــــ تمومــــ ميشه

مثلــــ زندگيـــ ...

مثلـــ آدما ...

مثلــ دوستـــ داشتنـــ ...

مثلـــ عشقــــــ ...



پ.ن:دلم بارووون میخواد...!



|شنبه بیست و ششم آذر 1390| 21:2|Missy N|

تا وقتی کنارم بودی همیشه از خجالت کفش هایت را نگاه می کردم...


...!

|چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390| 20:33|Missy N|

به عشق در یک نگاه اعتقاد ندارم...

اما به اینکه یکی در یک لحظه از چشمت بیفته شدیدا اعتقاد دارم...!!!

مثل کفشایی که وقتی تو مغازه میخری خیلی قشنگ و خوب به نظر میان ولی تو خونه اندازه پات نیستن.!..

  

|شنبه نوزدهم آذر 1390| 17:16|Missy N|

کفشات مهم نیست که چه مدلی باشن...

   پاشنه بلند...پاشنه کوتاه(!!!)...عروسکی...اسپرت...مهمونی... 

یا اینکه از چه مارکی باشن...

D & G...Versace...All star... Reebock  ... 



    مهم اینه که کفشات همیشه و همه جا با تو هستن... پس باید باهاشون راحت باشی.    


Missy N

|پنجشنبه هفدهم آذر 1390| 14:55|Missy N|

آخیش...چقد تعطیلی خوبه!

هم خودم استراحت میکنم...هم کفشام! دی:

البته این 2 روزه یعنی تاسوعا و عاشورا کل 24 ساعت رو بیرون بودم!

همش با دوستام بودم! ولی واقعا آدم یه چیزایی میدید شاخ در میاورد! راستش تا چند وقت پیش فکر میکردم فقط پسرایه کره ای هستن که شبیه دختران! ولی دیروز فهمیدم پسرایه ایرانی خیلی دختر ترن!!!!! دی:

کلا بر دانستنی هام افزوده شد...! ^^

راااااستی یکی رو هم تو دسته دیدم...خیلی خندم گرفته بود...! اخه اونو چه به تو دسته اومدن!!! دی: یه 2 ساعتی هم داشت منو نیگاه میکرد...پسره هیزززز! دی:

نکته مهم: کفشای دو تامون آل استار بود!!! ^_^





|چهارشنبه شانزدهم آذر 1390| 11:23|Missy N|

گره خورده ...

پیچ در پیچ ...

باز هم نگاه من و تو مانند بند های یک کفش گره خورده ... !

Missy N

|شنبه دوازدهم آذر 1390| 16:7|Missy N|

یه جمله قدیمی ولی قشنگ:

هر وقت خواستی درباره طرز راه رفتن کسی نظر بدی


اول کمی با کفش های اون راه برو!

|پنجشنبه دهم آذر 1390| 19:30|Missy N|

MisS-A

تولدانه

khaterate jingile man

Daisypath Anniversary tickers